سردر و مناره مسجد جامع، نشانه ای در منظر شهری سمنان قدیم Reviewed by Momizat on . Rating:

سردر و مناره مسجد جامع، نشانه ای در منظر شهری سمنان قدیم

نویسنده: محمد جمشیدیان

چکیده:
عناصر معماری گاه در مقیاس خود آن بنا دیده و تحلیل می شوند و گاه در مقیاس بسترشان. آن چه به عنوان بخش کالبدی منظر شهری مطرح است، مربوط به معماری تک تک ساختمان های سازنده کالبد شهر است . عناصر این ساختمان ها نیز در مقیاس شهر عمل می کنند. از جمله این عناصر، نمادها و نشانه های شهری هستند که گرچه نقش بخشی از یک معماری را بازی می کنند ، نقشی هم در منظرشهردارند. در شهرهای حاشیه کویر مانند سمنان ، که بنا به عوامل متعدّد ، ساختاری پیوسته و سیمای شهری فروخفته ای دارند ، حضور ناگهانی عناصری بلند و برخاسته ، نقش نقاط نشانه یا عطف منظرشهر را بازی می کنند. حال این که این عنصر چه باشد؛ چقدر شاخص گردد و از کالبد کدام جزء شهر برخیزد ، خود تابع عوامل گوناگون اقلیمی،اجتماعی، فرهنگی، و گاه حکومتی است.
تک مناره و سردر بلند مسجدجامع سمنان از این دست عناصر نشانه ای است که از زاویه­ای می توان آن را حتی بی تناسب در مقیاس معماری خود مسجد قلمداد کرد! و این به علت آن بوده که این سردر اساساً باید نقش نشانه شهری را پیدا می کرده .

کلمات کلیدی: منظرشهری، سردرومناره، نشانه ونقطه عطف ، مسجد، کویر
01
مقدمه:
درتعریف از منظر شهری ما با یک کالبد و فیزیک از شهر مواجهیم و با یک روح و درک از آن . شهر سمنان به عنوان یکی از شهرهای حاشیه کویر،شهری است با ساختاری پیوسته ،فرونشسته و درونگرا. شهرهای حاشیه کویر غنی ترین نمونه های شهرسازی ایران،حامل این فرهنگ اصیل ایرانی هستند . “درحالیکه ویژگی برون گرای معماری غربی به تجربه غنی شکل گیری فضاهای شهری منجر شده، در ایران این غنای معماری به درون ، یعنی پشت دیوار کوچه پس کوچه های کم عرض و ساده ، به فضای خانه ها منتقل شده است.”(توسلی – ۱۳۸۱) که کالبد این درونگرایی در همان صفاتی که اشاره شد تجلی می یابد . در پیوستگی واجزاء در این کل. “کل مرتبط الاجزاء متشکل از بخش های متناجس برخاسته از روابط فرهنگی اجتماعی و مذهبی بوده و به صورت مجموعه مرتبطی از عناصر نمایان شده است.”  (توسلی – ۱۳۸۱) که با فرورفتن قسمتی از آن در زمین ، خط آسمانی نرم و روان و آسمانی گشوده را به دست می دهد. در زمینه بعدذهنی منظر شهر نیز ما با .02
03
اما چه عنصری در این بستر کالبدی و ذهنی می تواند در نقش نشانه یا نقطه عطف ظاهر شود؟

نشانه در منظرشهری:
“نشانه یا نقطه عطف عنصری از عناصر منظرشهری است که یک استعداد برای ساخت منظرشهر به حساب می آید و سبب خوانایی ، مدیریت و ساماندهی آن می شود .” (منصوری -۱۳۹۰) در تعریف یا تعیین نشانه در بحث منظرشهری علاوه بر عوامل ساختمانی(همان گونه که خود منظرشهری را چنین تعریف می کنیم) عواملی نیز از جنس ذهنی یا ادراکی مؤثرهستند، به عبارتی “نقطه عطف باید با ارزشهای معنایی ویژه ای مطرح و ارائه شود.” (منصوری – ۱۳۹۰) در بحث کالبدی آن چه نقطه عطف را در بسترشهر مطرح می سازد گاه رنگ،گاه جنس، گاه ارتفاع و … است. به گونه ای که آن را متمایز یا متشخص نماید. اما در وجه ذهنی نقطه عطف هر شهر در ادراک شهروندان جایی است که پیوندی با وجه مشترک تمام اهالی داشته باشد، واین وجه مشترک در مقیاس شهرهای ایرانی اسلامی ما غالباً مساجد، تکایا یا حسینیه ها و گاه در ساختار حکومتی شهرها، میادین، ارگ ها یا خیابان های شهری بوده اند. که هم خود رادر بستر شهر نمایانده اند وهم در ذهن سازندگان شهر نقطه عطف شهر به حساب می آیند. نقطه ی برای تجمعات شهری ( اجتماع همگانی در روز جمعه )، نقطه ای که نماد و سمبل فرهنگ و اعتقادات اسلامی ایشان است و شهر را به واسطه آن می شناسند و می شناسانند.

نقش مناره و سردر در منظر شهرهای ایرانی:
آنچه مطالعات تاریخی ابنیه سنتی به دست می دهد، نقش نشانه گون و راهنمامانندِ میلها و مناره های بلند در شهرهای ایران و بخصوص نواحی کویری است. “در کنار راه های ایران بویژه در دل کویر و انبوه درختان جنگلی ساختمان های بلندی به نام میل یافت می شود که از فرسنگها دورتر دیده می شوند . این گونه ساختمانها نخست برای راهنمایی رهگذران راه ساخته شده.”(پیرنیا – ۱۳۷۸) اما در میان شهر نیز نقش نشانه بودن آنها غیرقابل انکار است ، به گونه ای که مناره ها در کنار مساجد همواره راهنمایی برای محل مسجد بوده و البته  جایگاه مأذنه و گلدسته را نیز برعهده داشتند. اما نکته مهم اینجاست که مقیاس عملکردیشان نه فقط در حد خودمسجد و نشانه مسجد در شهر؛ بلکه در مقیاس محله ای و شهری نیز بوده است. “مناره ها در کنار بیشتر مسجدها ساخته می شوند. … این امر نشان می داده که تنها نشانه ای برای مسجد نبوده است، برخی مناره ها نشانه یک محله بوده اند.” (پیرنیا – ۱۳۷۸)
04
این نشانه شدن در مقیاس شهر نیز عمل می کرده بگونه ای که از هر نقطه ای از شهر با خودنمایی خود باعث خوانش شهر می شده است.بدین ترتیب می توان سردرهای بلندی چون مسجدجامع یزد یا سمنان را نیز مشمول این وظیفه دانست.
05
مناره و سردر مسجدجامع ، نقطه عطف منظرشهرسمنان
مناره و سردر، عنصرهای از عناصرمعماری مسجد و در عین حال عنصرهایی از عناصر منظرشهری سمنان قدیم است. در بررسی تناسبات بین سردر و کل مسجد، یا بین مناره و کل مسجد می بینیم که گویی قرار نبوده این عناصر درحد مسجد کارکنند! نسبت ارتفاع سردر یامناره (ارتفاع این منار از سطح زمین ۳۱/۲۰ متر می‌باشد و از روی بام به ارتفاع ۲ متر کتیبه‌ای با طرح و نقش بسیار زیبا از آجر و با خط کوفی تزئین شده‌است.)به حیاط مسجد، یا به فضای سرپوشیده آن گویای آن است که این دو عنصر گرچه جزئی از کالبد مسجد هستند، اما نقش اصلی آنها در سناریوی آن نیست. این نقش وسیعتر وحتی نه در حد نماد مسجد یا نشاندهنده مسجد از دور ، یا نشانی محلی ، بلکه در حد نشانی شهری است. این امر با توجه به این که این مناره بعدها در کنار مسجد جای گرفته وعضوی است افزوده بیشتر مستند می شود! ” در معماری ما شش مناره آجری دیده می شود. منار مسجدجامع و میدان ساوه ، منار مسجدجامع کاشان و سه منار دیگرکه در سرزمین کومش است. یعنی سمنان و دامغان. یکی در کنار مسجد جامع سمنان که در کتیبه آن ، سازنده را “اباحرب بختیار” ، ممدوح منوچهری دامغانی می شناساند. دوم در کنار تاریخانه دامغان و سوم منارمسجدجامع دامغان.همه این مناره ها نشانه مسجد بوده اند و از دور دیده می شده اند.”  (پیرنیا- ۱۳۷۸
06
برافراشتگی این دو درمقابل بافت خفته و خط آسمان نرم و روان شهر ، عامل کالبدی مهمی برای عهده دار شدن این نقش بوده است. در حالیکه عامل ذهنی شهروندان نیز مسجدجامع را مهمترین محل اجتماعات مذهبی فرهنگی و در جوار اجتماعات اقتصادی یا آیینی (بازار و تکیه ). این دو عامل در منظر شهری سمنان  که همانا ادراک و لمس شهر توسط شهروندان است مناره وسردر را  نقطه عطفی برای قرائت شهر توسط شهروندان کرده است
07
نتیجه گیری:
سردر برافراشته و مناره مسجد جامع سمنان نقطه عطف یا نشانه منظر شهری ِ سمنان است.
این دو عنصر علاوه بر ایفای نقش نمادین یا سمبلیک برای مسجد، عنصر گزیده ای توسط شهروندان است برای شناسایی شهر . عناصری منظرین که در متن منظر شهر سنتی سمنان به گونه ای برجسته شده اند که شهر با آنها خوانده می شود. کالبد پیوسته ودرونگرای شهر پذیرای عنصری آشکار ونمایان از دور بوده – به عنوان منظرشهر- و ادراک ذهنی مردم مسلمان شهر نیز پذیرای عنصری از محل مهمترین تجمع ایشان در روز جمعه ، که همانا مسجد جامع است بوده .
بنابراین همانطور که منظرشهرسمنان با دو بعد عینی و ذهنی تعریف و مطرح می شود، نشانه و نقطه عطف این منظر نیز با دو بعدعینی و کالبدی، و ذهنی و ادراکی ارائه می شود. سردر و مناره این مسجد فقط متعلق به بنای مسجد نیست، بلکه متعلق به تمام منظر شهر سمنان است.
منابع:
توسلی ، محمود . ساخت شهرومعماری درافلیم گرم و خشک،چاپ چهارم؛۱۳۸۱ ،انتشارات پیام و انتشارات پیوندنو
پیرنیا،محمدکریم ، معماری ایرانی ، تدوین دکترغلامحسین معماریان ، چاپ اول۱۳۸۷، نشرسروش دانش
منصوری ، امیر ،جزوه درس منظرشهری ،دانشگاه تهران ،۱۳۹۰
مشاهدات سفر علمی پژوهشی به سمنان

ارسال یک دیدگاه

| ترجمه شده توسط وبسایت هیــگز | ذره ی خدا

بازگشت به بالا