فضای شهری؛ فضای مدنی و فضای اجتماعی Reviewed by Momizat on . چكيده فضاي شهري مكاني است عمومي براي برقراري ارتباطات و تعاملات اجتماعي بين اقشار مختلف، براي اوقات مختلف و براي مراسم مختلف.گذشته از اينكه فضاي شهري به لحاظ شك چكيده فضاي شهري مكاني است عمومي براي برقراري ارتباطات و تعاملات اجتماعي بين اقشار مختلف، براي اوقات مختلف و براي مراسم مختلف.گذشته از اينكه فضاي شهري به لحاظ شك Rating:

فضای شهری؛ فضای مدنی و فضای اجتماعی

 فضای شهری؛ فضاي مدني و فضاي اجتماعی public space

نویسنده: منصور زند

چکیده
فضای شهری مکانی است عمومی برای برقراری ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین اقشار مختلف، برای اوقات مختلف و برای مراسم مختلف.گذشته از اینکه فضای شهری به لحاظ شکلی و رابطه جزء و کل به دودسته پویا و ایستا تقسیم می‌شود؛ به لحاظ مقیاس کاربردی، خودی و بیگانه بودن بهره‌وران و رابطه حواس انسان با آن نیز به دوگروه فضاهای مدنی، و فضاهای اجتماعی قابل تقسیم است. به جز آن نباید فضاهای نامتعادل نیمه پویا‌ـ نیمه ایستا را از نظر دور داشت.

واژگان کلیدی : فضای شهری، فضای پویا، فضای ایستا، فضای مدنی، فضای اجتماعی.

مقدمه
زمانی‌که جان لنگ (Jon Lang) طی دهه‌های پایانی هزاره دوم اقدام به انتشاریک رشته کتاب در زمینه تحلیل تجارب طراحی شهری زد، گمان همگان بر آن بود که او به بسیاری از پرسش‌ها در زمینه نقش و وظیفه طراحی شهری پاسخ گفته است. اما هنگامی که کتاب جدیدش با نام Urban Design : A typology of Procedures and Products  منتشرشد، خود او نگران و با صدایی بلندتر از دیگران پرسید : به راستی طراحی شهری یعنی چه؟ (لنگ ۱۳۸۶: ۴۷۳) و نیز همان‌گونه که کامیلو زیته (Camillo Sitte) بیش از۱۲۰سال پیش پرسید : فضاهای غرفه مانند این مسیر (خیابان جدید مجاورکلیساى Votiv وین) سرپوشیده‌تر، بزرگتر و باشکوه‌تر از تمامی الگوهای پیشین اجرا شده، ولی تأثیر‌گذاری مورد انتظار را ندارد. چرا؟ (زیته، ۱۳۸۵ :۱۱۳) اینک ما می‌پرسیم به راستی فضای شهری یعنی چه؟ و چرافضاهای شهری امروز تأثیرلازم را بر ادراک بصری ما نمی‌گذارند؟

  • فضای شهری

فضای شهری محلی است برای ایجاد و برقراری تعاملات اجتماعی بین اقشار مختلف مردم در اوقات مختلف، و به ویژه در مراسم خاص. محمود توسلی معتقد است فضاى شهرى یکی ازعناصرساخت فضایی شهر است،که همراه با تاریخ یک ملت در ادوار مختلف به وجود می‌آید، شکل می‌گیرد و دگرگون می‌شود. او همچنین از زوکر (Paul Zuker) نقل می‌کندکه فضای شهری ساختاری است : سازمان‌یافته، آراسته، واجد نظم؛ استوار بر قواعد معین و روشن که عبارت است از : ارتباط میان شکل بدنه ساختمان‌های محصور‌کننده، هم شکل…‌ (توسلی،۱۳۷۱: ۱۸-۹) ببینید، از همین‌جا تفاوت‌ها آغاز می‌شود. در حالی‌که زوکر فضای شهری را ساختاری منتظم، آراسته و قاعده‌مند می‌شمارد، توسلی آن را فقط یکی از عناصر ساخت دگرگون شونده  می‌داند. مطلبی (دکتر قاسم مطلبی) معتقداست دوگونه فضای شهری وجود دارد. درگونه اول شکل‌گیری فضا طی فرایندی نسبتاَ طولانی دربستر زمان و به صورت خودجوش و غیررسمی انجام می‌شود. ویژگی‌های آن گونه عبارت است از :

  • دستیابی به فرم و ظاهری یکدست و یکپارچه
  • ارایه نظامی غیرهندسی و طبیعی
  • توجه به خواست‌های جمعی مردم
  • بهره‌گیری ازمصالح و فناوری بوم‌آورد
  • تأکید بر جنبه‌های زیستی، و اقلیمی (مطلبی، ۱۳۸۵: ۵۸).

 وى گونه دوم را شکل‌دهی آگاهانه و ارادی به فضا، باچنین ویژگی‌هایی برمى شمارد  :

  • توجه به خلاقیت‌های فردی درطراحی
  • نظم‌ بخشی براساس قوانین و مقررات
  • توجه به خواست‌های فردی
  • حاکمیت نظم هندسی (همان:۵۹).

 ظاهراٌ سازنده فضای شهری نوع اول؛ زمان و اراده جمعی مردمان است، و نوع دوم را معماران و نخبگان می‌سازند. مطلبی تفاوت این دو نوع رویکرد را اینگونه تحلیل می‌کند که در رویکرد نخبه‌گرا، قطعیت‌نگری و تکنولوژی هدف توسعه قرارگرفته‌اند و به مسایل محیطی صرفاً در جهت رفع نیازهای جسمانی همچون تأمین هوا، نور و بهداشت نگریسته می‌شود. هم او، ازدیگران نقل می‌کند که، این رویکرد به جنبه‌های هنری، زیباشناختی و شکلی نظر داشته (Lang) و به خلق فضاهایی تماشایی همت می‌گمارد (Punter & Carmona) این رویکرد فضاهای شهری را نه برای عموم، بلکه تنها برای درک گروه خاصی از مردم خلق می‌نماید (همان : ۶۰) و این گروه خاص، زمانی اشراف بوده‌اند.
در همین راستا زیته ((Sitte مثال می‌زند که میدان سینوریا  ((Signoria به صورت میدانچه‌ای محل اقامت اشراف‌زادگان بود (زیته‌، ۱۳۸۵ : ۲۳). بی‌جهت نیست که  تیبالدز تأکید دارد که، باید احتیاط کرد همه چیز زیادی منظم، تمیز و جاافتاده نباشد (تیبالدز، ۱۳۸۵ : ۴).
اما امروز این خواص، دیگران‌اند. امروز نقش ویژه شهرها ابتدا با فعالیت برای رفع نیاز دیگران، سپس خودی‌ها تعریف می‌شود، این مهمانان شهرها هستندکه باخواسته‌های خود موجب آراستگی فضا می‌شوند :

  • فضای شهری به ترکیبی اطلاق می‌شودکه فعالیت‌ها، بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اداری، تجاری به صورتی آراسته، هماهنگ، واجد نظم و با ارزش‌های بصری سازمان‌یافته باشد (توسلی، ۱۳۷۹: ۶).
  • فضای بین ساختمان‌ها از نظر هندسی بانماهای گوناگون محصور می‌شود. فقط (دقت کنید : فقط) وضوح ویژگی‌های هندسی، وکیفیت‌های زیبایی‌شناختی آن است که به ما اجازه می‌دهد آگاهانه فضای بازبیرونی را فضای شهری تلقی کنیم (کریر،۱۳۸۳ : ۱۵).
  • زوکر گونه‌هایی از فضاهای ایستای شهری را ازنوع فضاهایی محصور، بسته، کامل، جهت‌گیری‌شده به سوی عنصری شاخص، ویاسازمان‌یافته حول نقطه‌ای مرکزی دسته‌بندی می‌کند (توسلی، ۱۳۷۱: ۴۲).
  • برادبنت (BroadBent) معتقداست، رویکرد نخبه‌گرا و قطعیت ‌نگر، درطراحی فضای شهری، توجه خود را به محصول نهایی متمرکز می‌سازد (مطلبی،۱۳۸۵: ۶۰).

با عبور از آنچه آمد، نگارنده معتقداست تعدادی از ویژگی‌های فضای شهری، بدون اولویت، عبارت است از :
الف) فضای شهری منتظم آن است، که بدنه کالبدی آن تعریف شده باشد.
ب) فضای شهری مهم آن است، که در سازمان فضایى،کالبدی شهر و اجزای آن، دارای نقش، و وظیفه معین باشد.
ج) فضای شهری فعال آن است، که در فعالیت‌های پایه شهردارای جایگاه تثبیت شده باشد.
د) فضای شهری منتظم آن است، که دارای حد معینی از محصوریت باشد.
هـ) فضای شهری متعادل آن است، که دارای گرانیگاه عملکرد اجتماعی، در درون خود باشد.
و) فضای شهری متعادل آن است، که در میان اجزا و عناصرکالبدی خود دارای گرانیگاه هندسی باشد.
ز) فضای شهری منتظم آن است، که دارای وجوه مشخصه پویایی و یا ایستایی باشد و در آن مبدأ، مقصد و مسیرحرکت و یا نقاط ورود و خروج تعریف شود.
ح) فضای شهری پایدارآن است، که در طول زمان مداومت داشته باشد.
ط) فضای شهری پایدار آن است، که همراه با تحولات شهروسازمان شهری و مردمان آن، تحول بپذیرد و نقش مربوط به زمان خود را ایفا نماید.
ی) فضای شهری قوی آن است، که فعالیت‌های اجتماعی متناسب با آن فضا در درون و یاکنار آن جای بگیرند.
ک) فضای شهری متعادل آن است، که در آن عملکردهای مکمل، یکدیگر را تقویت کنند.
ل) فضای شهری متعادل آن است، که فعالیت‌های اجتماعی و عناصرکالبدی تعریف‌کننده فضا، با فاصله معین از همدیگر در آن قرارگیرند و هر یک دارای حریم ادراک بصری خاص خود باشد.
م) فضای شهری قوی آن است، که بین عناصر کالبدی تعریف‌کننده فضا، و نقش و وظیفه آن فضای شهری ارتباطی معنادار و متقابل باشد.
ن) فضای شهری قوی آن است، که در بین فعالیت‌های اقتصادی، مذهبی، آموزشی و سایر تعاملات اجتماعی، وظایف متعددتر و گسترده­­تری را بر عهده داشته باشد.
س) فضای شهری شاخص آن است، که بانشانه  بصری هم مقیاس و متناسب بانقش اجتماعی خود در سطح شهر شناخته شود.
فضای شهری، همانطور که ملاحظه شد، با توصیفاتی همچون : منتظم، مهم، متعادل، پایدار، قوی و یا شاخص و همچون آنها همراه است. بدین معنا که تمام فضاهای شهری ملتزم به داشتن تمام این صفات نیستند، اما با داشتن هریک از آنها، بدان متصف می­شوند. بنابراین ممکن است فضایی شهری با یک، و یا چندصفت تعریف شود و یابا همه آنها. ضمن آنکه صفات یادشده نسبی هستند و بر طبق آن می­توان، یک فضای شهری را فی‌المثل پایدارتر نامید.
برخلاف تصور رایج، هیچکدام از صفات یادشده، به طور همگن در قلمرو، و محدوده یک فضای شهری پراکنده نیستند، و این امر ۲ پیامد نامناسب خواهد داشت. اول آنکه، ناهمگنی حضور هرصفت، موجب سنگینی فضا در یک سمت، و سبکی آن درسمتی دیگر می­شود. این موضوع باعث ضعف و یا سلب تعادل آن فضای شهری می­شود و اگر به طور همزمان برای چند صفت مهم فضا مصداق بیابد، انسجام آن را تهدید کرده و مقدمات گسست شیرازه فضا را فراهم خواهد ساخت.
دیگر آنکه اگر ناهمگنی حضور صفات فوق دریک فضای شهری، توسط عناصر و مجموعه­های (کالبدی ـ عملکردی) متضاد و غیرهمخوان با مجموعه‌های اولیه به خوبی ترمیم شود، قطعاً به تجزیه فضا، و  تبدیل آن به دو، و یا چند خردفضای شهری منجر خواهد شد. این پیامد، به ویژه در سطح فضاهای شهری پویا کاملاً چشمگیر است، بدین معنا که یک خیابان در طول مسیر خود، در واقع دارای مجاورتی از خرد‌ فضاهای گسسته خواهد شد. و در این صورت، یک مسیربزرگ، در واقع متشکل از چند خیابان کوچک و منفصل خواهد بود.
همان‌گونه که مختصراً اشاره شد، فضای شهری به لحاظ شکلی، تقسیماتی همچون فضای شهری پویا و یا ایستا را می‌پذیرد. حالت سوم و  بینابینی هم وجود دارد : فضای شهری نیمه پویا ـ نیمه ایستا. البته حالت سوم فضای شهری پایدار نیست و دایماً بین یکی از دو حالت قبلی در نوسان است.

  • فضای شهری پویا

فضای شهری پویا آن است که، روح حرکت در آن مشهود و غالب باشد. از جمله مهم‌ترین فضاهای شهری پویا، خیابان‌ها هستند. زیته بنا به محدودیت دید در خیابان،  شکل مطلوب آن را یک کل بسته می‌داند؛ و معتقداست باید اتفاقات و مناظر در خیابان متنوع و پیش‌بینی ناپذیر باشد (زیته ۱۳۸۵ :‌ نقل به مضمون ازکتاب). مودان (Moudon) نقل می‌کند که خیابان‌ها، و آرایش آنها بازتاب جوامعی هستند که آنها را به وجود آورده‌اند (معینی، ۱۳۸۵ :۸). دانشپور برای خیابان نقشی ارتباطی بین فضاهای شهری قایل است، و آنها را عامل پیوستگی فضاها، و نیز عرصه‌ای برای تقویت ارتباط انسان با محیط شهری می‌داند (دانشپور، ۱۳۷۹ : ۱۱۰) اما این کریر بود که، برخلاف زیته گفت خیابان به ندرت به عنوان یک فضای مستقل و جدا عمل می‌کند (کریر،۱۳۸۳ :۱۷) و اینکه خیابان، ویژگی کارکردی عمیق‌تری نسبت به میدان دارد. او می‌گوید معماری صحنه خیابان فقط درحال گذر به چشم می‌آید (همان : ۱۶). استنباط ما این است : معماری خیابان اهمیت بصری کمتری دارد!
درمجموع به نظر می‌رسدکه درخیابان دوویژگی مهم مورد توجه تحلیلگران شهری قرارگرفته باشد : یکی  پویایی فضاو دیگری عملکردهای اجتماعی اجزای آن. این دو، موجب شکل‌گیری نوعی آداب هماهنگ بین فرد، گروه‌های اجتماعی و اجزای کالبدی خیابان می‌شود  به زعم نگارنده مهم‌ترین عامل پویایی فضا، عملکرد مجموعه  فضا، و در درجه اول، عملکرد اجزای شاکله آن است. فضای شهری پویا را اصلاٌ  اجزای آن می­سازند، و به اصطلاح در آن جزءها (اجزا) برکل غلبه دارند. اما اجزا نمی­توانند بدون انبوهگی خود بر کل غلبه یابند. و این موضوع ایجاب می­کند که اجزا به لحاظ تنوع و تعدد، کثیر باشند. ضمن آنکه اجزا برای برقراری و تداوم ارتباط فیمابین، و غلبه برکل، باید به نوعی با هم هماهنگ نیز باشند. یعنی فضای شهری (خوب) پویا آن است،که عملکردهای آن درعین کثرت، همگن و هماهنگ باشند. بدین ترتیب دریک فضای شهری پویا و خوب، امکان حرکت وانتخاب، به طور مستمر، برای استفاده‌کنندگان فراهم خواهد بود. این قاعده در تاریخ شهرنشینی ما مسبوق به سابقه است و  به ‌طور خودانگیخته ایجاد می­شده، و به همین دلیل، ما راسته  بازار زرگرها و یا بزازان را در شهرهاى قدیمی، فضای شهری خوب می­شماریم، اما اغلب خیابان‌های جدید خودمان را واجد این صفات نمی­دانیم.

0121 فضای شهری؛ فضاي مدني و فضاي اجتماعی public space

 فضاى پویا : به واسطه ى غلبه ى اجزا، کلیت یکپارچه محسوس نیست. فضا مى‌توانست هر شکل دیگرى نیز داشته باشد. بازارچه تجریش/مأخذ تصویر: نگارنده

  •  فضای شهری ایستا

فضای شهری ایستا آن است که، روح مکث و تامل و توقف در آن مشهود و غالب باشد. ما نمی‌دانیم کریر از کجا به این نتیجه رسیده،که میدان از تجمع خانه‌ها دو تا دوریک فضای بازشهری به وجودمی‌آید. اگرچه او اذعان داردکه، میدان‌ها ارزش نمادین یافته‌اند (کریر، ۱۳۸۳ : ۱۶). ظاهراٌاین عقیده،که میدان‌هابه صورت تحسین برانگیزی مناسب سکونت هستند (همان : ۱۹) درتناقض با نظر اصلی او قرار می‌گیرد. آنجا که می‌گوید : مناسب‌ترین کارکرد یک میدان، فعالیت‌های، فعالیت‌های امورفرهنگی نظیر تالارهای اجتماعات، کاخ‌های جوانان، کتابخانه‌ها، تالارهای نمایش و موسیقی هستند (همان). این، همان چیزی است که آرامش سکونت رادرمیدان برهم می‌زند.
در مورد بناهای عظیم و یا به عبارتی، عناصر شاخص، و اجزای مهم درمیدان، زیته می‌گوید هماهنگی میدان‌های اصلی شهرها  با بناهای عظیمی که آنها را در برگرفته، به آسانی قابل تشخیص است. تلاش برای پدیدآوردن وحدت و هماهنگی بین بناهای باشکوه و باعظمت، و آراستن میدان‌ها با آب‌نماها، یادمان‌ها، مجسمه‌ها و دیگر آثار هنری، همچنان ادامه دارد. جشن‌های عمومی، نمایش‌های گوناگون، اجرای مراسم تشریفاتی و انتشاررسمی قوانین و مقررات نیز در این میدان‌ها صورت می‌گرفت (زیته، ۱۳۸۵ :۲۱) نگارنده معتقد است که، ایستادن عابر در فضای میدان به عنوان هدف (ونه مکثی اتفاقی درخیابان) محمل بهره‌مندی او از تمام ویژگی‌هایی است که، کریر، زیته، توسلی ودیگران برشمرده‌اند. زیراکه درمیدان، کلیت یکپارچه  فضا بیش از اجزای آن (برخلاف خیابان) نقش دارند.
مهم‌ترین عامل ایستایی فضا، عملکردکلیت یکپارچه و غیرمنفصل فضا و در درجات بعدی، عملکرد اجزای آن است. در این حالت، عامل بنیادین شکل‌گیری فضای ایستای شهری، اجزای آن نیست و در آن همواره کل یکپارچه (کلیت فضا) برجزءها (اجزای فضا) غلبه دارند. در اینجا دیگر، اجزا نه می­توانند و نه ضرورت دارد که با انبوهگی­شان برکل غلبه یابند (که اگرچنین بشود،آن فضا اضمحلال خواهد یافت). اما اگر هیچ‌ یک از اجزا نتوانند حضور خود را در فضای ایستای شهری به اثبات برسانند، اصولاً چنین فضایی شکل نخواهد گرفت و این موضوع ایجاب می­کندکه تعدادی از اجزا با فردیت و سنگینی کافی، حضور پرقدرت خود را محسوس نمایند.

در این صورت لازم است :

  • اولاً تعداد اجزا بسیار محدود باشد.
  • ثانیاً بین آنها ارتباط معنادارعملکردی، و شکلی حکمفرما شود.
  • و ثالثاً سایر اجزا از آنها تبعیت نمایند.

توجه داشته باشید که درفضای شهری پویا صحبت ازهمگنی و همخوانی اجزا با هم  بود و در اینجا، لزوم تبعیت اکثریت کم اهمیت‌تر اجزا، از اقلیت پراهمیت‌تر آنهاست. بدین ترتیب دریک فضای شهری (خوب) ایستا، یک و یا چندجزء به طور کاملاً برجسته، خودنمایی می­کنند و سایر اجزا، تمام توجه را به سمت آن چند جزء اصلی می­کشانند. درواقع اجزای پرشمار، ولی کم اهمیت، به چند دسته تقسیم می­شوند و هر دسته حریم ادراک بصری یکی ازاجزای پر اهمیت‌تر و کم‌شمارتر را می­سازند. این بدین معناست که، باید بین اندازه و عملکرد این دو نوع، تفاوت‌های فاحش برقرار باشد. در عین حال لازم است، نوع دوم (اجزای فرعی) از الگوهای شکلی نوع اول تبعیت کنند و البته بین آنها (داخل اجزای فرعی) تنوع و گونه­گونی محسوسی به چشم نخورد. ضرورت دارد که چنین فضایی را بدنه کالبدی ـ‌ کاربردی مناسبی، که همسان با فضا باشد، دربر بگیرد.

  • فضای شهری نیمه پویاـ نیمه ایستا

آن حالت سوم فضای شهری (نیمه پویا ـ نیمه ایستا) هم حالتی بینابین و ناپایداراست. و عمدتاً در نقاط مفصلی اتصال دو و یاچندفضای شهری، اعم ازاتصال پویاـ  پویا و یا ایستاـ ایستا، و یا حتی پویاـ ایستا، و گاه نیز در نقطه­ی عطف ورود به فضایی اصلی (ایستا و یا پویا) اتفاق می­افتد. از این قبیلند : تقاطع و چهارراه خیابان‌های مهم شهر،ورودی به میدان مهم شهری، و مهم­تر از همه : ورودی یک شهر. این گونه فضاها قابلیت آن را دارند که در مناسبت‌های مختلف اجتماعی، تغییرحالت بدهند، و خود را با خواسته­های اجتماعی مقطعی خاص، انطباق بدهند. و درست به همین دلیل، فضاهای مشمول این حالت، تازمانی که بطور نسبتاً پایدار به یکی از دو حالت اصلی نزدیک نشوند، هویت خاص خود را بدست نخواهندآورد. به نظرمی­رسد که، حضور عناصر قوی و قدرتمند در کنار چنین فضاهایی،تمایل آنها را به ایستایی، بیشتر می­کند و خلاناشی ازحضور این عناصر، حالت بیشتر پویا به آنها می­بخشد. گو اینکه اصولاً، و به طورمطلق، فضای پویای کامل، و یا ایستای کامل (شهری) وجود ندارد، و مهم آن است که؛ کدام ویژگی‌ها بطور پایدارتری غلبه یابند.

  • فضای مدنی‌ـ فضای اجتماعی

آنچه آمد، تقسیمات شکلی فضای شهری بود که گفتیم نسبی است. فضای شهری، گونه­بندی دیگری رانیز بخود می­پذیرد که البته، آن نیز نسبی است. گونه­بندی مورد نظر در اینجا، تقسیمات ماهوی و محتوایی فضای شهری است. مطلبی، شکل‌گیری گونه دوم فضای شهری رادرونی می‌داند و می‌گوید که رویکرد توسعه در این مقوله، درونی است. اگرچه وی، تأثیر عوامل بیرونی راهم از نظر دور نمی‌دارد (مطلبی ۱۳۸۵ :۶۱). او در اینجا نوعی تقسیم‌بندی خاص را ارایه می‌دهد که، به حوزه‌های درونی و بیرونی ساخت فضایی شهر مربوط می‌شود. او رویکرد درونی را بیش از هر چیزی متأثر از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، و نیز رفتارهای روزمره شهروندان برای رفع نیاز خودشان، می‌داند. و درادامه به وایت (Whyte) و  اپلیارد (Applyard) استناد می‌ورزد و آن رابرخلاف رویکرد طراحی آگاهانه  فضای شهری، در مسیرخلق مداوم گونه‌های نو برای جلب مشتری‌های هرچه تازه‌تر نمی‌داند (همان : ۶۲) بدین ترتیب به نظر می‌رسد هرچه در رویکرد نوع دوم (فضاهای بیرونی) تک بناهای شاخص،حرف اول را می‌زنند،در رویکرد نوع دوم (درونی) کلیت یکپارچه  فضا معرکه‌گردان است. در فضای نوع اول حس بینایی انسان نقش ویژه‌ای بر عهده دارد، به طوری‌که می‌توان گفت بر سایر حواس چیرگی یافته است، از این رو ارتباط اجتماعی لازم بین مردم خیلی سریع، و البته، به صورتی نمادین، و غیرکاربردی برقرار می‌شود. اما در فضای نوع دوم، تمام حواس دخالت دارند، و بدین لحاظ، زمان بیشتری برای تحلیل داده‌ها لازم است. و ارتباط اجتماعی بین مردم نیزکاربردی‌تر است.
به نظرنگارنده، در فضای شهری نوع نخست، حس مکان (متکی برخاطرات مشترک، و تصورات بصری مردم) عامل هویت‌بخش و مرتبط کننده نسل‌ها است. و درنوع دوم،این حس تعلق است که (برمبنای عواطف فردی، و تصورات ذهنی مردم) هویت فضا را می‌سازد و  بدان واسطه، نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد. و بالاخره، در آن اولی، این فضا است که برانسان چیرگی دارد. و در این دومی حضور بلامنازع از آن انسان است.

0219 فضای شهری؛ فضاي مدني و فضاي اجتماعی public space

فضاى مدنى : وجه نمادین، انتظام یافتگى و حضور استفاده کنندگان بیرونى فضا درآن مشهود است. (میدان امام اصفهان)/ مأخذ تصویر: نگارنده

0316 فضای شهری؛ فضاي مدني و فضاي اجتماعی public space

 فضاى اجتماعى : وجه کاربردى ، بی شکلى و حضور استفاده کنندگان درونى فضا از آن. سه شنبه بازار پره سر (طالش)/ مأخذ تصویر: نگارنده

 مابه هردوی این دو دسته فضا، درصورتی که محلی پایدار برای ایجاد و ارتقای ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین اقشار مختلف مردم باشند، فضای شهری می­گوییم. اماچه چیزی این دو گونه فضا را ازهم جدا می­سازد؟ و آیا هرکدام از این دوگونه، خصوصیاتی  پیوسته به هم دارند که بتواند آنها را در یک دسته جادهد؟ اینجا دیگر نمی­توان گونه­بندی فضا را بر اساس شکل، و صورت تعریف کرد. زیرا انتظام هندسی فضا، و یا غیرمنتظم بودن آن، گرچه خودعاملی شکلی وصوری است، اما بیانگر تفاوت­ها در گونه­بندی مورد نظر ما نیست. در اینجا نظم هندسی فضا معلول است، و همراه باتعدادی معلول دیگر، همچون : آراستگی، محصوریت، انعطاف­پذیری شکلی فضا و همچون آنها، از یک علت ناشی می­شوند.(توجه کنید که همگی این عوامل به هر حال شکلی هستند) برای باز شدن موضوع، مایلیم به جای دسته بندی ویژگی‌های فضا، به دسته­بندی استفاده‌کنندگان از فضا بپردازیم: استفاده‌کنندگان درونی، و بیرونی. واقعیت قابل بحث آن است که، درشهرها ومحله­های ماد و گونه فضای شهری وجود دارد، و هرکدام استفاده‌کننده مخصوص به خود، و ویژگی‌های شکلی مخصوص به خود را دارند. فضایی که برای استفاده‌کنندگان خودی و ساکنین خاصی ساخته می­شود، و یا بهتر بگوییم شکل می­گیرد، معمولاً با این صفات شناخته می­شود:
اندام واره، خودرو، انعطاف پذیر، سیال، بانظم غیرهندسی عمیق_ ولی نامحسوس، پیراسته، ساده و بی‌تکلف به لحاظ تزیینات شکلی، دارای حدبالایی ازمحصوریت، ومقیدبه لحاظ عملکردی. ما این نوع فضای شهری را، فضای اجتماعی می‌نامیم.
درمقابل، فضاهایی در شهر وجود دارد که اساساً برای استفاده‌کنندگان خودی ساخته نمی­شود. نقاط مقابل صفات فضای مخصوص استفاده کنندگان خودی، معمولاً برای توصیف فضای مخصوص استفاده‌کنندگان غیر خودی مصداق دارد :
پیش اندیشیده، دارای بنیانگذار مشخص، خشک، یکسان، بانظام هندسی بصری ومحسوس، آراسته، پیچیده و مقید به لحاظ تزیینات شکلی، دارای حدپایینی ازمحصوریت، و آزاد به لحاظ عملکردی. و ما این  نوع فضای شهری رافضای مدنی می‌نامیم.
حلقه هایى که استفاده‌کنندگان ازفضای شهری راتنگ می­کند، در بیرون از رشته­های اتصال اعضای داخلی آن فضانهفته، و آن، جایگاهی است که هرفضای شهری، در سازمان فضایی شهر بر عهده دارد. و برای ایفای هرچه بهتر آن انجام می­دهد. و آن، دودسته است.
یک دسته ازوظایف فضاهای شهری، برای رفع نیازهای درونی حوزه­ای شهری است که بدان تعلق دارد، و در این صورت،آن فضای شهری، فضایی اجتماعی محسوب می­شود. بعضی بازارچه­ها ،میدانچه‌ها، و گذرها در این دسته جای می­گیرند. و دیگرى، برای رفع نیازهای بیرونی آن حوزه است. این گونه فضاها، فضایی مدنی محسوب  می­شوند. بازارهای اصلی، میدان‌های مهم، و خیابان‌های معروف درنوع دوم جای می­گیرند.

نتیجه‌گیری
طراحان شهری موظفند در مقابل شکل‌گیری فضاهای شهری دسته اول، تاحد ممکن منفعل باشند. دخالت مستقیم و تعیین کننده­ طراحان شهری درایجاد فضای اجتماعی، آن را ازحالت اندام واره، انعطاف­پذیر و ساده و بی­تکلف (به لحاظ شکل) خارج ساخته، و  به آن شکلی پیش ‌اندیشیده، خشک، و  پیچیده، و مقید می­بخشد. این کا دست استفاده‌کنندگان را در ایجاد فضای اجتماعی خاص خودشان می­بندد. بهتر است طراحان شهری در چنین مواقعی به دادن الگوهای طراحی بسنده کنند. و کمک کنند تا استفاده کنندگان، خودشان فضای خودشان رابسازند. به عبارت دیگرلازم است برای ایجاد فضاهای اجتماعی غالبا محله‌ای، استفاده‌کنندگان خود عمل کنند و فضا را بسازند. و در ایجاد فضاهای مدنی، باید طراحان شهری با تکیه بر (قرن‌ها) محصول فکری و آیینی محیط، عمل کنند و فضا را بسازند. اگرچه گاهی آزمون‌هایی چنین نیز، ممکن است چندان سودمند نیافتد.

منابع و مأخذ

  • توسلی، محمود (۱۳۷۱) طراحی فضای شهری ۱ ، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، چاپ اول
  • توسلی، محمود (۱۳۷۹) طراحی شهری خیابان کارگر، وزارت مسکن وشهرسازی.
  • تیبالدز،فرانسیس(۱۳۸۵) شهرهاى انسان محور،ترجمه:حسنعلی لقایی وفیروزه جدلی،تهران،دانشگاه تهران.
  • دانشپور، سید عبدالهادی (۱۳۷۹) رساله دکترى : بازشناسى مفهوم هویت در فضاى شهرى، دانشگاه علم و صنعت ایران.
  • زیته، کامیلو (۱۳۸۵) ساخت شهر بر اساس مبانى هنرى، ترجمه : دکتر فریدون قریب، تهران، دانشگاه تهران.
  • کریر، راب (۱۳۸۳) فضاى شهرى، ترجمه : دکتر خسرو هاشم نژاد، نشر خاک، چاپ اول.
  • لنگ، جان (۱۳۸۶) طراحى شهرى، ترجمه : دکتر سید حسین بحرینى، تهران، دانشگاه تهران.
  • مطلبى، دکتر قاسم (۱۳۸۵) مقاله : رویکردى انسانى به شکل دهى فضاى شهرى، نشریه هنرهاى زیبا، شماره ۲۷٫
  • معینی، سید محمد مهدی (۱۳۸۵) مقاله : افزایش قابلیت پیاده مداری، گامی به سوی شهری انسانی‌تر، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۲۷٫

ارسال یک دیدگاه

| ترجمه شده توسط وبسایت هیــگز | ذره ی خدا

بازگشت به بالا