نقد و تحلیل پارک دلاویلت، رم کولهاس شیوه استراتژیک طراحی پارک لاویلت Reviewed by Momizat on . چکیده: رم کولهاس از معماران و شهرسازان هلندی است که با نگرشی جدید به معماری مدرن ،کار خود را آغاز می کند.ود نه صرفا یک معمار بلکه مهمتر از آن یک نظریه پرداز نیز چکیده: رم کولهاس از معماران و شهرسازان هلندی است که با نگرشی جدید به معماری مدرن ،کار خود را آغاز می کند.ود نه صرفا یک معمار بلکه مهمتر از آن یک نظریه پرداز نیز Rating:

نقد و تحلیل پارک دلاویلت، رم کولهاس شیوه استراتژیک طراحی پارک لاویلت

نویسنده: زهرا نیری

چکیده:
رم کولهاس از معماران و شهرسازان هلندی است که با نگرشی جدید به معماری مدرن ،کار خود را آغاز می کند.ود نه صرفا یک معمار بلکه مهمتر از آن یک نظریه پرداز نیز می باشد.کولهاس با نظریات مدرنیستها در مورد منطقه بندی شهرها مخالفت کرده و معتقد است شهر و معماری از هم جدا نیستند.او در جستجو ی رابطه ای بین تکنولوژی و بشریت است.از مهمترین اصول کارهای وی ،کشف ساختار نهفته در پروسه ی طراحی و چگونگی اداره ی این ساختار می باشد.به همین دلیل کارهای خود را به عنوان یک موضوع استراتژی تنظیم کرده و به تحلیل تولیدات می پردازد.رویکرد استراتژیکی که در پروسه ی طراحی بکار می برددر واقع روشی برای پاسخ به ابهامات و موقعیتهای پیچیده ی کلان شهر ها است.در این مقاله سعی کردیم روش استراتژیک کولهاس را در طراحی پروژه ی مسابقه پارک لاویلت مورد بررسی قرار داده ، و با توجه به نظریات شهرسازی و منظر وی ،پارک مذکور را نقد و تحلیل کنیم.
در سال ۱۹۸۲،در شهر پاریس مسابقه ای بین المللی با نام لاویلت توسط سازمانEEPV (سازمان بر پا کننده پارک لاویلت)برگزار می شود،هر چند در این مسابقه طرح ارئه شده ی کولهاس پذیرفته نمی شود اما اهداف و رویکردهای وی  در برخورد با این طرح،قابل بررسی است.پارک مورد نظر باید با شرایط زمانه منطبق بوده ونماد هایی از نوآوری به همراه داشته باشد.به علاوه پارک باید منعکس کننده ی شیوه ی زندگی شهری باشد و به عنوان مکانی برای تلاقی فرهنگها واقع شود.
سایت لاویلت بسیار کوچک بود در نتیجه کولهاس با لایه بندی فعالیتهای در نظر گرفته شده برای پارک ،و انطباق لایه ها بر هم،برنامه ی خود را در ارتفاع اجرا می کند.از نظر او یک آسمان خراش مانند یک فضای جمعی که تراکم فرهنگی را پوشش می دهد، عمل می کند.بنابراین با استناد به نظریه ی تراکم ،ایده ی لایه بندی پارک لاویلت را شکل می دهد.این لایه ها در واقع استراتژی ای برای کنترل و اداره ی کل پروسه ی طراحی جهت ایجاد یک فضای جمعی اجتماعی هستند.در پروسه ی طراحی لاویلت کولهاس با استفاده از روش استرتژیک خود، تصادف برنامه ریزی شده را با ویژگی معماری ترکیب می کند و از این طریق یک عملکرد جدید ومختلط شهری مناسب پارک های قرن بیست و یکم ،به وجود می آورد.در نهایت پارک لاویلت وی ،تراکمی بدون ماده وتراکم فرهنگی غیر قابل مشاهده می شود.
کلید واژه ها: رم کولهاس _  پارک لاویلت _ فضای جمعی _ استراتژی _ لایه بندی _ تراکم

مقدمه:
رم کولهاس یک معمارهلندی، طراح شهری و نظریه پرداز معماری می باشد که کار خود را با باز تعریف مفاهیم مدرنیته شروع کرده است. .[www.gsd.Harvard.edu ]با چاپ کتاب نیویورک تبدار که متنی کلاسیک در مورد معماری و جامعه مدرن است، به بررسی اصول صحیح شهر سازی معاصر پرداخت. کولهاس نسبت به منطقه بندی (zoning)های مجزا وشبکه ی راهها و دیگر تجهیزات شهری مدرنیستها برای ایجاد وحدت فیزیکی و یگانگی عملکردی،مخالفت می کند.از نظر وی شهر و معماری کاملا با هم عجین هستند. همچنین با کتاب کوچک،متوسط، بزرگ، کلان (s.m,l.xl) نشان داد، ایده ی اصلی مدرنیسم با معماری و شهرسازی مدرن در تضاد است و برای حل مسائل امروز باید با توجه به واقعیت که وی آن را “رئالیسم نو” مینامد، روح اصلی مدرنیسم را احیاء کرد (Otero،۲۰۰۰).
پروژههای وی از یک واحد مسکونی تا شهر و کلانشهر توسعه می یابند. برای او معماری و شهر با هم عجین هستند. از نظر وی در مجموعه های بزرگ شهری به دلیل وجود ابعاد  وسیع، شفافیت عملکردی و رابطه ی مستقیم بین شکل بیرونی و درونی مجموعه از بین می رود. معروفیت وی نه تنها به خاطر پروژه های معماری بلکه از طریق طراحی های شهری و پلان های طرح جامع به دست آمده است. یکی از معروف ترین پروژه های کولهاس طراحی پروژه ی مسابقه ی  پارک لاویلت در بستر کلان شهر پاریس می باشد. هر چند این طرح هیچ وقت صورت خارجی به خود نگرفت اما بیان کننده رویکرد استراتژیک کولهاس در پروسه ی طراحی می باشد .کولهاس در پارک لاویلت مفهوم پارک های عمومی را به چالش می کشد. به علت سایت کوچک لاویلت،  وی برنامه وسیعی را در ارتفاع برمی‌گزیند. بنابراین از ایده ی لایه بندی فعالیت های مختلف و”روی هم قرار دادن  این لایه ها ”(Superposition) در طراحی پارک استفاده می کند.

۱٫معرفی تاریخی و فیزیکی پارک لاویلت
۱٫۱٫تاریخچه لاویلت:
در طول قرن ۱۹ میلادی منطقه ی لاویلت از یک شهر تجاری کوچک در انتهای پاریس به یک تقاطع تجاری اصلی تبدیل شد.در سال ۱۸۶۰، این منطقه مورد توجه پاریس قرار گرفت که معروفیت آن به علت وجود مارکتها،کشتارگاه ها و بنادر ش بود. با توسعه ی روز افزون این ناحیه ،لاویلت دیگر در ورودی شهر واقع نبود بلکه یک حلقه ی اتصال بین المللی تجاری وحمل ونقل شد.به عبارت دیگر لاویلت از محیط خارج شهری به محیط شهری تغییر هویت داد. بنابراین وقتی در سال ۱۹۸۰، طراحی پارک در لاویلت آغاز  شد، به طور قطع آن پارک نیازمند نشانی از فرهنگ و مقیاس شهری بود. سازمان ملی برپا کننده پارک لاویلت (EEPV)  (Etablissement Public du Parc de La Villette)، به این نتیجه رسیده بود که بیشتر پارک ها با زمان خود منطبق نیستند،بنابراین در طراحی پارک جدید خواستار ایجاد نمادهای مدرنیته و نو آوری بودند و این که پارک مذکور باید متمایز و قابل انعطاف باشد (Hejduk،۲۰۰۹). در سال ۱۹۸۲، مسابقه ای با عنوان پارک لاویلت در پاریس برگزار شد که معماران صاحب نامی چون پیتر آیزنمن،برنارد چومی،رم کولهاس،راب کرایرو…در آن شرکت کردند.هر چند طرح برنارد چومی رتبه ی اول را کسب کرده و به اجرا می رسد اما اهداف و رویکردهای رم کولهاس و OMA در طراحی این پارک بسیار مهم و قابل تامل هستند (کولهاس،۱۳۸۵).

01

ماخذ:www.oma.nl

۱٫۲٫برنامه ی فیزیکی پارک لاویلت:

زمین اولیه ی پارک لاویلت، یک کشتارگاه قدیمی در شمال غربی پاریس با مساحت ۵۵۰۰۰۰  متر مربع بوده که توسط محیط پیرامون خود، موزه ی علوم و گراند هال احاطه شده است. فضاهای در نظر گرفته شده برای این پارک شامل: نمایشگاههای موقت، امکانات تفریحی، مرکز اطلاعات فرهنگی،باغهای اکتشافی، باغهای موضوعی، زمین های بازی، رستوران، گلخانه، فضاهای اکتشافی کودکان، کارتینگ، بازی با آب، زمین های اسکیت، کیوسک های مختلف، بارهای تنقلات، محدوده های پیک نیک، ایستگاه های آتشنشانی و پلیسکمک های اولیه، پارکینگ و… بسیاری فضاهای متنوع دیگر که هر کدام با مساحت معینی، به صورت دقیق در برنامه ی فیزیکی طرح مشخص بودند (www.oml.nl).
سازمان EEPV  ،پارک را به عنوان پلی بین موزه ی علوم و مرکز موسیقی تصور کرده بود که بازتاب کننده ی ارتباط جدید خود با آن منطقه باشد.بعلاوه این پارک باید فعال و قابل تجربه بوده و شیوه ی زندگی شهری را توسط تکرار فعالیت های ثابت مشخص کند.از دیگر اهداف EEPV، تنوع و وحدت در پارک بود و این که پارک باید نقطه ی تلاقی فرهنگها باشد(Hejduk ،۲۰۰۹).کولهاس به علت سایت کوچک، برنامه وسیعی را در ارتفاع برمی‌گزیند. چون این پارک همانند جنگل است وی  روش ابهام را برای ترکیبات ویژه خود پیشنهاد می‌نماید.

۲٫نقد و تحلیل کلیت پروژه و ریز فضاهای آن
۲٫۱٫برنامه ی OMA و کولهاس در پارک:
برنامه ی شهری پاریس برای این سایت کوچک،بسیار وسیع بوده و هیچ فضایی برای پارک در گرفته نشده بود. طرح پیشنهادی کولهاس برای پارکی مشخص نبود اما برای روشی بود که در نهایت منجر به تولید یک پارک می شد(کولهاس،۱۳۸۵). بنابراین طرح از روش ترکیب”تصادف برنامه ریزی شده ” و” ویژگی معماری” الهام می گیرد.

02

 ماخذ: کولهاس،۲۰۵:۱۳۸۵

برنامه ی OMA  برای پارک لاویلت با توجه به بروز واضح نظریه های کولهاس، به خصوص تحقیقاتش در کتاب نیویورک تبدار در حوزه ای وسیع مطالعه شده است. در این کتاب کولهاس با نظریه ی تراکم آشنا شده است.برای او یک آسمان خراش ،به خصوص آسمان خراش Downtown Athletic Club ،تراکم فرهنگی را پوشش می دهد.koolhaas]،۱۹۷۸[ از نظر او آسمان خراش آمریکایی شبیه” فضای جمعی اجتماعی” عمل کرده که ماشینی برای تولید فرم های مطلوب تعامل بشری است.این نظریه برای پارک لاویلت تقریبا به صورت واقعی (لفظی) ترجمه شده است.هدف کولهاس تولید یک فضای جمعی اجتماعی توسط تحلیل پلان یک طبقه ی پارک که اساسا شبیه مقطعی از آسمان خراش است،بود.در این مقایسه ،نوارهای مستقر در عرض زمین شبیه طبقات یک آسمان خراش هستند.کولهاس این موضوع را به صورت فهرستی از ۴۰ تا ۵۰ فعالیت متفاوت که مانند طبقات مرتب شده اند، توضیح می دهد. در این روش بدون ارجاع به ساختمان یا معماری قادر به فهم ازدحام و تراکم این آسمان خراش هستیم.تراکم از آن جهت که شیوه ی زندگی کلان شهر معاصر را تشریح می کند برای کولهاس مهم می باشد.در تئوری های منظر شهری ،معماری منظر بیشتر از معماری و طراحی شهری، قابلیت سازماندهی شهرها و افزایش تجربه ی شهری را دارد.پارک لاویلت پاریس یکی از پروژه های اولیه و تاثیر گذار منظر شهری است.
برنامه ها و فعالیتهای شهری بی ثبات و متغییر بوده و همپوشانی دارند،تنها ثبات موجود توسط عناصر طبیعی که ردیفی از درختان و جنگل مدور است،مطرح می شود. ایجاد فضای بالقوه برای فعالیتهای در حال تغییر و بی سابقه ،استراتژی کولهاس، ترکیب ویژگی معماری با تصادف برنامه ریزی شده می شود.[ ۲۰۰۸,Ozakan]. با انطباق و همجواری لایه های متفاوت این ترکیب ،برنامه ها برای ایجاد تراکم افقی تغییر کرده و توسعه می یابد.چیزی که در نهایت از لاویلت منتج می شود یک تراکم بدون معماری و حجم،و تراکم فرهنگی غیر قابل مشاهده است.

03 04

 ماخذ: www.wikispase.com

۲٫۲٫لایه بندی پارک لاویلت:
در مسابقه پارک لاویلت، کولهاس ایده های خود را توسط ۵ نمودار که هر کدام به عنوان یک لایه ی مجزا عمل می کند، نشان می دهد. انطباق این لایه بر روی هم پروژه ی لاویلت را می سازد.[ ۲۰۰۸,Ozakan] .لایه ی اول (فرضیات اولیه) که مستقیما با باز تعریف برنامه ی فضای جمعی اجتماعی در ارتباط است. لایه دوم (خطوط راه راه یا نوارها) رویکرد استراتژیکی است که چگونگی تجسم برنامه فضای جمعی اجتماعی را نشان داده و شیوه فعالیت در پروسه طراحی را اداره می کند(تصویر۱)   نوارها، پروسه ی ساخت پارک را به وسیله ی تاکتیکهای عملکردی کنترل می کنند.

05

 “تصویر۱” ماخذ:کولهاس،۲۰۶:۱۳۸۵

 این خطوط نمایانگر ابتدایی ترین نشانه های کل سایت هستند که از شرق به غرب به صورت تصادفی یا منطقی پخش شده اند. جهت نوارها چنان انتخاب شده است که عناصر مسلط در سایت مثل موزه علوم و Grand Hall در خود منظومه تشکیل شده اند: موزه مانند یک باند بسیار پهن و Grand Hall مانند یک پوشش فرعی می باشد (کولهاس،۱۳۸۵: ۲۰۶). می توان بازتاب اندیشه کولهاس در دیوار برلین را به تعریف مرز در نوارهای لاویلت نسبت داد. امکانات مورد نیاز با توجه به قواعد ریاضی و هندسی در لایه ی سوم (شبکه های نقطه ای یا کاغذ های رنگی) در اطراف پارک پخش شده اند(تصویر۲).

06

“تصویر۲” ماخذ:کولهاس،۲۰۷:۱۳۸۵

07
ماخذ:www.wikispase.com

به غیر از شبه نوارهایی که نسبتا در مقیاس کوچک هستند، کیوسک ها، زمین های بازی، کیوسک ها ی فروش، بار های تنقلات به صورت شبکه های نقطه ای متفاوت در عرض سایت توزیع می شوند ]کولهاس،۱۳۸۵: ۲۰۷-۲۰۸[. پس از تعیین دیاگرام جریان در لایه ی چهارم (دسترسی و چرخش)، (تصویر۳)عناصر اصلی در لایه ی پنجم ( لایه نهایی) ترکیب و مستقر می شوند(تصویر۴).این لایه ترکیب اجزای اصلی بوده که منحصر بفرد وبسیار بزرگ هستند و بر اساس قوانین ریاضی و خطوط زمینه، سازماندهی می شوند.

08

 “تصویر۳” ماخذ: کولهاس،۲۰۹:۱۳۸۵

09

“تصویر ۴” ماخذ: کولهاس،۲۱۰:۱۳۸۵

 سیستم دسترسی و چرخش که تمام رویداد های پارک را تغذیه کرده و بیشترین بهره برداری آن را تضمین می کند شامل دو جزء اصلی است: بلوار و تفرجگاه. بلوار، به طور سیستماتیک تمام نوارها را در سمت راست قطع می کند و مستقیما به اجزای اصلی پارک وصل می شود. تفرجگاه، تکمیل کننده بلوار است و به عنوان یکی از عناصر اصلی در بافت پاریس به حساب می آید (کولهاس،۱۳۸۵: ۲۱۰-۲۰۹).

10

 ماخذ:www.wikispase.com

 ارتباط لاویلت با محیط پیرامون و نواحی سبز، نیز لایه بندی شده است. کولهاس برای طبیعت سبز سه طبقه بندی در نظر می گیرد: ۱٫جایی که طبیعت مانند یک برنامه مورد بحث قرار می گیرد که به صورت باغ های موضوعی، باغ های بازی  و باغ های آموزشی در نوارها اتفاق می افتد. ۲٫دیوارهای سبز که به مثابه کف طبقات آسمان خراش ها عمل کرده و فضای سبز منظر شهری را قاب می کنند. ۳٫جنگل خطی در مقابل جنگل مدور: جنگل طبیعی بیانگر مفهوم طبیعی، مادی و همیشه سبزی بوده در حالی که جنگل مدور نشانگر مفهوم مصنوعی، معنوی و خزان پذیری است و به عنوان یک برنامه یا حجم معماری رفتار می کند (۲۰۰۸,Ozakan).

11

12 13

ماخذ: www.oma.nl

۳٫تحلیل و نقد رویکرد معمار در طراحی پروژه
۳٫۱٫روش استراتژیک طراحی:
به وضوح می توان کولهاس را یک استراتژیست نامید که کارهایش را به عنوان یک موضوع استراتژی تنظیم می کند. همان طور که رافائل مونئو اظهار می کند:رم کولهاس همیشه علاقه مند به تحلیل تولیدات بوده است طوری که بیش از تمرکز بر طراحی یک شی معماری ،کولهاس بر روی کشف ساختار نهفته در پروسه ی طراحی و چگونگی اداره ی این ساختار تمرکز می کند.در کارهایش نه تنها به تولید راه حل های کاربردی برای یک مسئله ی مشخص می پردازد،بلکه این مسئله را با مفهوم های کلی معماری تنظیم می کند. کولهاس مدعیست که: “من فکر ما بیشتر و بیشتر تولید کننده ی مفهوم هستیم تا این که اجرا کننده ی برنامه باشیم” (۳:۲۰۰۸,Ozakan).
پروژه ی لاویلت OMA ،فرم متبلور یافته ی یک استراتژی است که به موقعیت پیچیده ی شهری پاریس پاسخ می دهد،به عبارت دیگر این مسابقه بین المللی برای معرفی پارک مناسب قرن بیست و یکم برگزار شد که هدفش با ترکیب ابداعات فرهنگی و استراتژی شهری،نمایش فرهنگ جدید زندگی کلان شهر بود.در لاویلت مشکل مجاورت فعالیتها با حداکثر تغییرات، در کنار تراکم افقی و قابل مشاهده مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین مسئله گذران اوقات فراغت کانون اصلی طراحی فضاهای جمعی بوده که توسط نیروهای اجتماعی-فرهنگی زندگی جدید کنترل می شود. کولهاس با استناد به مسئله ی اوقات فراغت در شرایط نامعلوم جزیره ی Coney، مشکل اقتصاد در تراکم فرهنگی منهاتن و تضاد سیاسی، اجتماعی- اقتصادی در دو سمت دیوار برلین، مشکل اوقات فراغت را در پارک لاویلت حل کرده و ارتباط بین برنامه ها و نیروهای متغییر بستر فرهنگی را نشان می دهد. بنابراین یک پروسه ی طراحی را برای مطابقت با شرایط نا معلوم بستر شهری به روش استراتژیکی مکانیزه کرده و نحوه ی کارکرد این روش را با در نظر گرفتن رابطه ی متقابل بین مشکلات و برنامه های معماری با تاکتیک ها بررسی می کند.
با توجه به نظر فردریک جیمسون(Frederic Jameson)، یکی از مشخص ترین ویژگی کارهای کولهاس، رویکرد استراتژیکی است که در آن پوشش عظیمی برای انواع فعالیت های برنامه ریزی نشده اما متمایز می سازد. این رویکرد ضرورت تغییر و بی ثباتی زندگی شهری را پذیرفته و ویژگی معماری با تصادف (ابهامات) برنامه ریزی شده را جهت ساخت مکانیزم قابل تنظیم ترکیب می کند(۲۰۰۸,Ozakan). مکانیزم روش استراتژیک طراحی پارک لاویلت که ترکیب ابهامات با ویژگی معماری است توسط نوارها (خطوط راه راه) ساخته می شود. این نوارها کل پروسه ی طراحی را کنترل می کنند.همپنین جهت ایجاد یک فضای عمومی (جمعی) که در آن عناصر برنامه ریزی شده،اضافه، پخش ومرتبط شده باشند،تقسیم و هدایت می شوند.

14

 ماخذ:کولهاس،۲۱۱:۱۳۸۵

نتیجه گیری:
رم کولهاس از معماران و شهر سازان و نظریه پردازان معاصر بوده که نسبت به معماری مدرن نگرش نوینی دارد. وی کارهای خود را با باز نگری مفاهیم مدرنیته شروع کرده است. یکی از اصول کارهای وی ، استفاده از روش استراتژیک در پروسه ی طراحی می باشد.این روش ،برای طراحی یک پروسه ی کامل تولید روش گوناگون فعالیتها یا فهرستی از تاکتیکها می باشد. در این مقاله، روش استراتژیک طراحی پارک لاویلت جهت ادغام ابهامات برنامه با ویژگی طرح، مورد بررسی قرار گرفته است. این پرژه، یک مسابقه ی بین المللی با هدف ایجاد پیوند بین فرهنگ ها، بازتاب روش زندگی شهری، انطباق با فعالیت های زمان خود و ایجاد نمادهای مدرنیته و فن آوری بود که در سال ۱۹۸۲ در پاریس برگزار شد.
هر چند این پروژه تحقق نیافت اما فرم متبلور یافته ی این رویکرد استراتژیک بوده ،که روشی برای شکل دادن به ساختار پوشش عظیم مورد نظر کولهاس است.در پارک لاویلت ،نوارها استراتژی ای هستند که کل پروسه را برای طراحی یک فضای جمعی اجتماعی ،توسط رفتارهای تاکتیکی طراحی اداره می کنند. چگونگی ایجاد بیشترین پویایی در راستاهای x, y, z  در یک زمین کلان شهر، و نحوه ایجاد عکس العمل های زنجیره واری از وقایع بی سابقه و جدید در طی اختلالات متقابل آن ها ، و همچنین چگونگی طراحی یک فضای جمعی اجتماعی بر پایه ازدحام مردم و بزرگی پارک از مهم ترین اهداف کولهاس در این مسابقه است. بنابراین در طراحی پارک ابتدا فعالیتهای گوناگون را لایه بندی کرده ،از ایده ی Superposition یا انطباق لایه های مختلف بر هم ، استفاده می کند.این لایه بندی که با تجربه ی ساختمان های بسیار بلند بی شباهت نیست ،با گذاشتن تمام طبقات روی هم،توانایی تحمل وقایع برنامه ریزی شده ی مختلف را پیدا می کند. هدف اصلی این پارک نه تنها ساخت یک پارک عمومی بوده  بلکه از طریق آن، یک عملکرد جدید و مختلط شهری به وجود می آید. پس پارک لاویلت علاوه بر توضیح نظریه تراکم کولهاس یک راه حل برای طراحی فضای جمعی ارائه می دهد.                                              

ماخذ:
کولهاس رم، ۱۳۸۵ ،کوچک، متوسط، بزرگ، خیلی بزرگ،گزیده ترجمه ایمان رئیسی، نشر خاک
Koolhaass Rem,and mauo bruce,1995،Small,Medium,Large,Extra-Large, (S,M, L, XL)،By Monacelli Press
Koolhaas Rem, 1978،Delirious New York: A retroactive Manifesto for Manhattan،Academy Editions, London
Otero-Pailos Jorge, NO. 3, 2000,‘Bigness’ in context : some regressive tendencies in Rem Koolhaas’urban theory article
zakan  Ozay,december 2008,strategic way of design in Rem koolhaas park dela villette project Thesis
www.gsd.Harvard.edu
www.oma.nl
www.wired.com
www.wikispaces.com/Wiki101:Parc de laVillette/professor Renata Hejduk,Victor Marrou,7.DES.

ارسال یک دیدگاه

| ترجمه شده توسط وبسایت هیــگز | ذره ی خدا

بازگشت به بالا