نمود اندیشه آیینی در کالبد معماری چشمه علی دامغان Reviewed by Momizat on . چکیده معماری باغ های ایرانی ضرورتا بسط و توسعه طبیعت به درون قلمرو ساخت بشر است .آماده سازی زمینه ای برای ادراک و تجربه ورزی و درک پنهان از عوامل سازنده آن است. چکیده معماری باغ های ایرانی ضرورتا بسط و توسعه طبیعت به درون قلمرو ساخت بشر است .آماده سازی زمینه ای برای ادراک و تجربه ورزی و درک پنهان از عوامل سازنده آن است. Rating:

نمود اندیشه آیینی در کالبد معماری چشمه علی دامغان

نویسنده: فرنوش مخلص

چکیده
معماری باغ های ایرانی ضرورتا بسط و توسعه طبیعت به درون قلمرو ساخت بشر است .آماده سازی زمینه ای برای ادراک و تجربه ورزی و درک پنهان از عوامل سازنده آن است.
معنای معماری ، نهفته در پاسخ ها و واکنش های کهنی است که توسط انسان و ادراکات حسی تداعی می شود ، و ملزم به پاسخ گویی به نمونه های نخستین فعالیت ها است که توسط صفات موروثی حفظ و نگهداری شده اند.
معماری باغ چشمه علی دامغان ، توجه وجودی و ادراک حسی ما از فضا را به سوی افقی وسیع تر هدایت می کند ، و در مقابل آن ساختارهای ذهنی و مادی تشکل های اجتماعی را ارائه می دهد و به آن کیفیتی قابل درک می بخشد . جشمه ، درخت و کوه که عمارت رو به آنها و پشت به باغ علم شده است ، همگی نشانه هایی مبنی بر نوع جدیدی از نگاه معماری ایرانی است که در حال پدیدار شدن است. با دیدن چشمه علی این سوال در ذهن هر بیننده ای مطرح می شود که آیا این بنا با واسطه ای طبیعی و فرهنگی ساخته شده است و یا خود مستقل از آنها و فقط در نقش یک عمارت شاهانه قد علم کرده است ؟

کلید واژه: ادراک حسی – معماری – چشمه علی – فضا – طبیعت

مقدمه
معماری ، هستی انسان را در جهان بیان میکند و با آن ارتباط برقرار می سازد و عمیقا با سولات متافیزیکی در مورد خود و جهان ، ارتباط با دنیای درونی و بیرونی ، زمان و بقا و زندگی و مرگ درگیر میباشد .اثر معماری در مجموعه ای از تصاویر بصری ایزوله شده خلاصه نمی شود ، بلکه در مادیت مصالح و حضور معنوی آن درک می شود و در هر دو زمینه ی ساختارهای فیزیکی و معنوی امتزاج یافته و مشارکت می جوید.
دیوید هاروی : «تجارب عملی زیبایی شناختی و فرهنگ به طور ویژه مستعد تغییر دادن تجربه فضا و زمان هستند، زیرا آنها خارج از جریان تجارب انسانی ملزم به ساخت بازنمایی های فضایی و فیزیکی می باشد .»
معماری اولین ابزار ارتباطی ما با فضا و زمان می باشد و به این ابعاد ، مقیاسی انسانی می بخشد . معماری ، فضای لامتناهی و زمان بی انتها را برای قابل تحمل شدن ، درک شدن و ساکن شدن توسط نسل بشر تحت سلطه می گیرد. در نتیجه این وابستگی فضا و زمان ، دیالکتیک های فضای درونی و بیرونی ، مادی و معنوی ، جسمانی و ذهنی و آگاهی و ناخودآگاهی در باب ادراکات حسی ، همانند نقش های نسبی و تاثیرات متقابل آنها ، تاثیر مهمی بر جوهره هنر و معماری دارند.  ساختمان معماری بدل به فراورده های تصویری شده اند که جدا از صمیمیت و پرفای وجودی میباشند.
معماری ما اغلب به صورت هنر بینایی محض ظاهر می شوند. بنابراین یک چرخه معرفت شناختی را تکمیل می کند، اما تغییرات فراتر از سلطه بصری محض ظاهر می شوند. معنای معماری نهفته در پاسخ ها و واکنش های کهنی است که توسط انسان و ادراکات حسی تداعی می شود. معماری ملزم به پاسخگویی به نمونه های نخستین فعالیت ها است که توسط صفات موروثی حفظ و نگه داری شده اند.
01
در چشمه علی دامغان ، معماری نه برای لذت بردن شاهانه بلکه به منظور ایجادحس فضامندی از انعکاس و روی هم گذاری احساسات و ادراک ما بهره می گیرد.این احساس ایجاد شده نوعی معماری را نوید می دهد که می تواند بی وزنی و ماده زدایی ساخت تکنولوژیک زمان خود را به تجربه عملی از فضا ،مکان و معنا تبدیل کند.این باغ و عمارت آن سرپناهی است بر خاطرات و تخیلاتی که این عمارت از آنها و ادراکات حسی محافظت می کند ، و این فضای معماری است که جدای از محیط بیرون ، تفکرات ما را در آرامش تنظیم می کند و قوت می بخشد.
تمامی عناصر این باغ عاملی برای تقویت بی واسطه ادراک حسی ما از فضا است ، ابزاری برای آشکار سازی تفکرات و تصورات احساسی مردم.
02
این بنا با تمامی عناصر آن ، معماری را به نمایش می گذارد که با تمام وجود و احترام هنر سکوت و آرامش را به تصویر می کشد . سکوتی که در فضا نواخته می شود و آخرین نت آن آهنگی مذهبی است که بازتاب صدای خفیف آب ، سایه درخت و عظمت کوه مجاور است.
معماری چشمه علی در خدمت اعتقادات مذهبی و آیینی شکل گرفته است و این اثری شاخص است که فضا را از هم همه های بیرون مسکوت می گذارد و فکر انسان را متوجه عوامل هستی می کند.
به هر حال معماری علم شده در این مکان ، ابزاری است صرفا عملکردی در خدمت راحتی و خشنودی احساسات است. چشمه علی دامغان بر خلاف سایر آثار مشابه آن در انگیزه های سودمندی و خردگرایی خود هویدا نمی شود و تنها به منظور بر انگیختن تصورات و احساسات ایفای نقش می کند و در عین سکوت از راز غیر قابل نفوذ خود نگهداری می کند.

نتیجه گیری
آنچه در این فضا قابل توجه و اهمیت است ، کیفیت فضایی ، سکوت و آرامش حاکم بر آن است . واین ها همه گواه بر حاکمیت یک طبیعت معنوی است ، به گونه ای که معماری با تمام سلطه گری خود پشت به کل طبیعت  و رو به عناصری جزء از طبیعت قد علم می کند.با دیدن این مکان و نوع قرارگیری عناصر و احساسات حاکم بر فضا می توان گفت که این عمارت به واسطه و در خدمت عنصری  قوی تر و ارجح تر یعنی عناصر آیینی مقدس (درخت ، آب ؛ کوه) بنا شده است.

ارسال یک دیدگاه

| ترجمه شده توسط وبسایت هیــگز | ذره ی خدا

بازگشت به بالا